آرامش خدایی

  • خانه 

پاداش قاری قرآن

30 مهر 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

می خواهید جای خود را در بهشت بدانید؟
پیامبر اعظم(ص) فرمولی ساده ارائه داده‌اند که انسان‌ها می‌توانند با استفاده از آن تعداد طبقات بهشت و جای خود را در آن بیابند.
کسی که قرآن را آنگونه که قرآن و پیشوایان دینی دستور داده‌اند بخواند، در قیامت مبنای محاسبة درجات او قرآن است. به سخنان امام صادق علیه‌السلام که در این زمینه از رسول بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه و آله نقل کرده‌اند نظر کنید:
«بر شما باد تلاوت قرآن! همانا درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. هنگامی که قیامت برپا شد، به قاری قرآن گفته می‌شود: بخوان و بالا برو، و او هر آیه‌ای که می‌خواند، یک درجه بالا می‌رود».
البته باید بدانیم این پاداش‌ها، و مقام و منزلت‌ها از آن کسی است که به آیات قرآن عمل کند و حامل قرآن باشد، یعنی قاری قرآنی که رنگ قرآنی و خدایی گیرد؛ آنگاه در زمره شریف‌ترین انسان‌ها قرار می‌گیرد.
پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله فرمود: «اَشرافُ اُمَّتی حَمَلَةُ‌القرآن…؛ شریف‌ترین افراد امت من، حاملان قرآنند».
پاداش قاری قرآن
برخی از روایات و احادیث که بیانگر اجر و پاداش تلاوت قرآن است انسان را به شگفت می‌آورد. در این باب بخشی از روایتی را که «محمدبن بشیر» از امام سجاد و امام صادق علیهما‌السلام در این زمینه نقل می‌کند برای نمونه تقدیم می‌کنیم، شاید ما را به انس بیشتر با قرآن ترغیب نماید.

«کسی که تنها با نظر کردن به قرآن و بدون صدا، آن را بخواند، خداوند برای هر حرفی حسنه‌ای به او می‌دهد و یک بدی از او محو می‌کند و یک درجه مقام او را بالا می‌برد. هر کس حرفی از آن را یاد بگیرد، برای او 10 حسنه می‌نویسد و از او 10 کار بد را محو می‌کند و 10 درجه او را بالا می‌برد. آنگاه حضرت فرمود: نمی‌گویم در برابر هر آیه‌ای، بلکه می‌گویم در برابر هر حرفی مثل حرف «ب» و «ی» و مانند آن (چنین پاداشی است) و کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حال نشسته بخواند، خداوند برای او 50 حسنه می‌نویسد و 50 کار بد از نامه اعمال او پاک می‌کند و او را 50 درجه بالا می‌برد. کسی که حرفی از قرآن را در نماز و در حالت ایستاده بخواند، خدا 100 حسنه بر او می‌افزاید و 100 پلیدی از او پاک می‌کند و او را 100 درجه بالا می‌برد.

 نظر دهید »

فرصت ها را باید دریابیم!!!!!!

29 مهر 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

 درک لحظه ها
چنانکه امام حسن مجتبی (ع) می فرماید:«فرزند آدم از روزی که شکم مادر را ترک می کند و به زمین قدم می گذارد پیوسته سرگرم نابود ساختن عمر خویش است در حالی که باید از فرصت زندگی استفاده کند و برای منازلی که در پیش دارد بهره بردارد»

باید بدانیم فرصتها “زمان حال”  زندگی اند، زیرا گذشته لحظاتی هستند که از دست رفته اند و آینده لحظاتی می باشند که از” اکنون ” حاصل می شوند.در روایات زیادی استفاده از زمان حال را غنیمت حساب آورده اند1 و گفته شده که باید از تک تک فرصت های فعلی استفاده شود ؛ چرا که فرصت ها مثل ابر گذرا هستند.2

امام سجاد(ع) فرمود: «یک مصیبت، این است که انسان با از دست دادن مال ـ که جایگزین دارد ـ غمگین می شود ؛ ولی برای عمرش ـ که از دست می رود و قابل جبران نیست ـ نگران نمی شود. مصیبت دیگر این که هر روز که به شب می رساند، یک قوم به سوی آخرت پای می گذارد ؛ ولی نمی داند به سوی بهشت روانه است یا جهنم… اگر انسان از این امر پند بگیرد دچار سختی و مشکلی نمی شود»3

انسان عاقل واندیشمند کسی است که در استفاده از ساعات ونه بلکه ثانیه های زندگی اش خساست به خرج داده وبا  الگوپذیری از تعالیم حیات بخش دین و کوشش وتلاش در این مسیر، به منظور دریافت سهم خویش «درآینده » زمان حال را دریابد.

امیر المؤمنین درخطبه102نهج البلاغه با بیانی بسیار شیوا در همین زمینه می فرماید:«به مانند بى رغبت هاى به دنيا، و اعراض كنندگان از آن به دنيا بنگريد، كه به خدا قسم دنيا به زودى اهل اقامت و ساكنانش را از ميان برمى دارد، و عيّاشان بى خيال را دچار حادثه و بلا مى نمايد.آنچه از دنيا از دست رفته و پشت كرده بازنمى گردد، و آينده آن هم روشن نيست چه مى شود تا به انتظارش باشند.شادى آن آميخته به اندوه است، و قدرت و قوت مردان آن رو به سستى و ضعف مى رود.پس فراوانى آنچه كه شما را خوشايند است فريبتان ندهد، زيرا آنچه از دنيا با شما خواهد بود اندك است.رحمت خداوند بر كسى كه انديشه كند و عبرت گيرد، و عبرت بگيرد و بيناى به امور شود. آنچه از دنيا موجود بوده پس از اندك زمانى كه بر آن بگذرد گويى وجود نداشته، و آنچه از آخرت وجود خواهد يافت گويى پس از اندك زمانى ابدى و هميشگى خواهد بود. آنچه به شماره آيد (ساعات عمر) پايان پذير است، و هرچه را انتظار برند آمدنى است، و هرچه آمدنى است نزديك و در حال رسيدن است.»

درقسمتي از كتاب کاش حقیقت داشت__مارك لوي می خوانیم:

 "تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه. شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟ او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا ….. 

«همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان.

این حساب با ثانیه ها پر می شه.هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتادوشش هزارو چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو می شه و هشتادوشش هزاروچهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده و ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم وغصه می خوریم به جای اینکه از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.»”

 استفاده از لحظات
پس از شناخت ارزش” دریافت زمان حال” لازم است با دانستن راه وچاه زندگی از این فرصت طلائی برای نیل به سعادت ابدی بهره برداری شود.پروردگار مهربان برای تشخیص راه ها وچاه های زندگی و هدایت بشر، به صورت تکوین وتشریع بستری کامل فراهم نموده است. دو میراث گرانبهای فرستاده خدا، قرآن و عترت(هدایت تشریعی) به همراه قوه عقل وتفکر(هدایت تکوینی) انسان را به مسیر هدایت و صراط مستقیم رهنمون است که ثمره اش سعادت جاودانه می باشد.

در استفاده از سرمایه گرانبهای عمر، هدف اصلی تبدیل زندگی به بندگی است، از مرحوم آیت الله بهجت نقل شده که می فرمود: ما آمده ایم با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم، نه با هر قیمتی زندگی کنیم.

کسب این قدر و قیمت با غنیمت شمردن لحظات گذرای زندگی میسر خواهد بود، از طریق شناخت وتدبر جهان پیرامون و عالم درون خود (5)، یاد وذکرخدا (6) و خودسازی وتقوا(7)و… به این مقصود نائل می گردیم.
با تفکر وتدبر در عالم هستی و شناخت هدف آفرینش انسان و جهان، واینکه فرصت محدود زندگی دنیوی، ابزاری است برای رسیدن به یک زندگی ابدی، چون صیادی زبردست در صدد شکار لحظه لحظه عمر خواهیم بود. با دانستن نقاط قوت وجود خویش و تقویت آن و همچنین با شناخت نقاط ضعف خود وبرطرف نمودن آن می توانیم اولین گام مؤثر در استفاده از لحظات عمر خود را داشته باشیم.بهره گیری از استعدادهای خدادادی مانند قوه تفکر،تعقل، اراده وتصمیم گیری…به ما کمک می کند در میدان مسابقه زندگی سبقت گیرنده بسوی کارهای خیرباشیم(8) ،بجای آرزوهای دست نیافتنی به فکر عمل بوده و از گذشت ساعت های عمر خود غافل نباشیم.(9)

یاد مرگ،  حسابرسی از اعمال، قبل از مرگ وتوبه از دیگر راهکارهای عملی است که توجه به آنها،  موجب می شود از گذشت لحظه های عمر غافل نمانیم.مرحوم علامه آیت الله طباطبائی در پاسخ به شخصی که از ایشان راههای عملی رسیدن به سعادت را در خواست نموده بود در نامه ای چنین می نگارد:

«برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در خواست نموده بودید لازم است همتی برآورده، توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید رضای خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید. و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال سخت و در ذائقه نفس تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است… یک چشم زدن غافل از آن ماه مباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید»

در پایان نامه علامه در خواست کننده را توصیه به میانه روی در خواب و خوراک، سخن گفتن و معاشرت با مردم به مقدار لازم و اغتنام فرصت نموده واشاره به این حدیث زیبا از رسول گرامی اسلام(ص) می کنند:

«إِنَّ لرَبِّکُمْ فی اَیّامِ دَهْرِکُم نَفَحاتٍ اَلا فَتَعرَّضوا لَها؛ در ایام زندگی شما لحظاتی فرا می رسد که در معرض نسیم حیات بخش الهی قرار می گیرید و فرصت مناسبی به دست می آورید پس خود را در معرض آن قرار دهید.(10)

شرط قبولی و ماندگاری اعمال:

چه بسیارند اعمالی که انسان برای تحقق آن، دچار رنج و زحمت فراوانی می شود اما به دلیل وجود یکسری آفات، اثر نیک آن اعمال تباه گشته ودر قیامت، آن روزی که انسان چشم به راه دریافت پاداش آن اعمال است، هیچ اثری ازآن مشاهده نمی کند.(11)

بزرگترین آفت اعمال نیک انسان، پیروی از هوای نفس است که موجب آلوده شدن نیات به ریا، سمعه، خودبینی وسایر رذائل اخلاقی می گردد.(12) وقتی هدف از انجام کاری، کسب خشنودی مردم ورسیدن به مقام وشهرت باشد ویا به منظور تجلیل وستایش دیگران انجام گیرد، بدیهی است که در صحنه قیامت هرکدام از این نیت ها، آتشی می شود به خرمن اعمال، که موجب سوزاندن ونابودی آنها می گردد.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله  فرموده است: «نخستین افرادی که در روز قیامت از آن ها پرسش می شود، سه کس اند: مردی است که خداوند به او دانشی عطا کرده است، به وی می فرماید: در آن چه دانستی چه کردی؟ می گوید: پروردگارا! در ساعات شبانه روز به آن قیام کردم، خداوند می فرماید: دروغ گفتی و فرشتگان هم می گویند: دروغ گفتی، بلکه خواستی بگویند فلانی عالم است. آگاه باش که آن را گفته اند. دیگر مردی است که خداوند مالی به او داده است، حق تعالی به او می گوید: من به تو نعمت دادم تو چه کردی؟ می گوید: پروردگارا! من در ساعات شب و روز صدقه دادم، خداوند می فرماید: دروغ گفتی، و فرشتگان هم می گویند: دروغ گفتی و خواستی گفته شود: فلانی جواد و بخشنده است. آگاه باش که آن را گفته اند. دیگر مردی است که در راه خدا کشته شده است خداوند به او می گوید: چه کرده ای؟ می گوید: به جهاد امر کردی و من در راه تو پیکار کردم تا کشته شوم، خداوند می فرماید: دروغ گفتی، و فرشتگان نیز می گویند: دروغ گفتی بلکه خواستی بگویند، فلانی شجاع است، آگاه باش که آن را گفته اند.

همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله به «معاذ بن جبل» فرمود: «عمل را خالص کن، اندک آن تو را بس است»

با در نظر گرفتن ارزش لحظات برگشت ناپذیر زندگی و اینکه تنها مؤثر وجود در عالم، خداوند بی نیاز از همه موجودات است  سعی کنیم ارزش هر لحظه از عمر را با انجام کارهای نیک وپایدار همراه با نیت پاک وخالص،معنادار ساخته ودر صدد  انجام پرسودترین معامله با یگانه خریدار سرای آخرت باشیم.

1. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، باب «فُرصت»
2. وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ. فرصت به مانند ابر گذرا مى گذرد، پس فرصت هاى نيك را غنيمت دانيد. حکمت21نهج البلاغه
3. میزان الحکمة، باب «عبرت»-خلاصه
(5). الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلي جنوبهم ويتفكرون في خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار .آل عمران/آیه191
(6). وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا.کهف/آیه28
(7). وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى.بقره/آیه197
(8). فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله.مائده/آیه48
(9). اَلا وَ اِنَّكُمْ فى اَيّامِ اَمَل مِنْ وَرائِهِ اَجَلٌ. فَمَنْ عَمِلَ فى اَيّامِ اَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ اَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ، وَ لَمْ يَضْرُرْهُ اَجَلُهُ. وَ مَنْ قَصَّرَ فى اَيّامِ اَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ اَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ، وَ ضَرَّهُ اَجَلُهُ. كسى كه در ايام آرزو قبل از آنكه مرگش فرا رسد عمل كند عملش سودمند است،و مرگش به او زيان نرساند، و آن كه در روزگار آرزويش پيش از رسيدن مرگش تقصير كند محصول كارش خسارت است، و مرگش براى او زيان دارد.خطبه 28 نهج البلاغه
(10). بحارالانوار، علامه مجلسی‌؛، ج 68، ص221
(11). قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا. الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا. بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم. آنان كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند.103و104کهف.(11)
(12). کیف یستطیع الاخلاص من یغلبه الهوی; چگونه توانایی بر اخلاص دارد کسی که هوای نفس بر او غالب است. غرر الحکم، جلد 2، صفحه 553، شماره 4. در حدیث دیگری از همان امام بزرگوار می خوانیم: «قلل الآمال تخلص لک الاعمال; آرزوها را کم کن (و دامنه آرزوهای دور و دراز را جمع نما) تا اعمال تو خالص شود. غرر الحکم، حدیث 2906.

 

 






 نظر دهید »

فقر و غنا از زبان مولا

29 مهر 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

ترجمه و شرح حکمت 340 نهج البلاغه: ارزش شکر و خویشتنداری
وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى.
و فرمود (ع): پاکدامنى، زیور فقر است و شکرگزارى زیور توانگرى.
و آن حضرت فرمود: پاکدامنى زینت تهیدستى، و سپاس زیور توانگرى است.
ارزش پاکدامنى و شکرگزارى (اخلاقى، اقتصادى):
و درود خدا بر او، فرمود: پاکدامنى زیور تهیدستى، و شکرگزارى زیور بى نیازى (ثروتمندى) است.
[و فرمود:] پاکدامنى زیور درویشى است، و سپاس زینت توانگرى.
امام علیه السّلام (در فقر و غنى) فرموده است:
آرایش دست تنگى پاکدامنى است، و آرایش توانگرى سپاسگزارى (فقیر را که گناه نکند و دست پیش مردم دراز ننماید همه مى ستایند و بهره اش را زود مى یابد، و غنىّ که سپاسگزار باشد مردم خیر خواه او میشوند و آن موجب افزایش نعمت خداوند گردد).
امام علیه السلام فرمود: عفّت و خویشتندارى، زینت فقر است و شکر و سپاس، زینت غناو توانگرى است.
شرح
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )(لبه فعال)
شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )
زینت فقر و غنا:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به دو نکته مهم اشاره کرده نخست مى فرماید : «عفت و خویشتندارى زینت فقر است»؛ (الْعَفَافُ زِینَةُ آلْفَقْرِ).
شخص فقیر به حسب ظاهر و به تصوّر توده مردم داراى نقطه ضعفى است، چراکه دست او از مال دنیا تهى است؛ اما هرگاه عفت و خویشتندارى داشته باشد، چشم به مال مردم ندوزد، از طریق حرام به دنبال کسب مال نگردد ودر مقابل اغنیا سر تعظیم فرود نیاورد، این حالت خویشتندارى که در عرف عرب «عفت» نامیده مى شود زینت او مى گردد و نقطه ضعف ظاهرى او را مى پوشاند. باید توجه داشت که «عفاف» و «عفت» تنها به معناى خویشتندارى در برابر آلودگى هاى جنسى نیست آنگونه که در فارسى امروز ما معنا مى شود، بلکه ازنظر واژه عربى، هرگونه خویشتندارى در مقابل گناه و کار خلاف را فرا مى گیرد. خداوند درباره جمعى از فقراى آبرومند و باایمان در سوره «بقره» آیه 273 مى فرماید: «(یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ)؛ شخص نادان آنها را براثر عفت، غنى و ثروتمند مى پندارد»، بنابراین «عفت» به معناى خوددارى کردن از حرام و هرگونه کار خلاف است؛ خواه در مسائل جنسى باشد یا غیر آن.
آنگاه در دومین جمله مى فرماید: «شکر و سپاسگزارى، زینت توانگرى است»؛ (وَالشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى).
ثروتمندان و اغنیا اگر شکر توانگرى را به جا آورند، نه تنها شکر لفظى بلکه شکر عملى را نیز انجام دهند و از آنچه خدا به آنها داده به نیازمندان ببخشند وکارهاى خیر انجام دهند و باقیات و صالحاتى از خود به یادگار بگذارند، بهترین زینت را دارند؛ اما اگر ثروتمند بخیل و ممسک و خسیس بود لکه ننگى بر دامان او مى نشیند و در نظرها زشت و نازیبا جلوه مى کند.
شایان توجه است که مرحوم اربلى در کتاب کشف الغمة این کلام حکیمانه را با اضافات زیادى درمورد امورى که زینت بر امور دیگرى مى شود از امام علیه السلام به این طریق نقل کرده است: «الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَالشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى وَالصَّبْرُ زِینَةُ الْبَلاءِ وَالتَّوَاضُعُ زِینَةُ الْحَسَبِ وَالْفَصَاحَةُ زِینَةُ الْکَلامِ وَالْعَدْلُ زِینَةُ الاِْیمَانِ وَالسَّکِینَةُ زِینَةُ الْعِبَادَةِ وَالْحِفْظُ زِینَةُ الرِّوَایَةِ وَخَفْضُ الْجَنَاحِ زِینَةُ الْعِلْمِ وَحُسْنُ الاَْدَبِ زِینَةُ الْعَقْلِ وَبَسْطُ الْوَجْهِ زِینَةُ الْحِلْمِ وَالاِْیثَارُ زِینَةُ الزُّهْدِ وَبَذْلُ الْمَجْهُودِ زِینَةُ النَّفْسِ وَکَثْرَةُ الْبُکَاءِ زِینَةُ الْخَوْفِ وَالتَّقَلُّلُ زِینَةُ الْقَنَاعَةِ وَتَرْکُ الْمَنِّ زِینَةُ الْمَعْرُوفِ وَالْخُشُوعُ زِینَةُ الصَّلاةِ وَتَرْکُ مَا لا یَعْنِی زِینَةُ الْوَرَعِ؛ عفت (وخویشتندارى) زینت فقر است و شکر زینت غنا و ثروتمندى، صبر زینت بلا و مصیبت است و تواضع زینت شخصیت، فصاحت زینت کلام است و عدالت زینت ایمان، آرامش زینت عبادت است و حفظ کردن زینت روایت، فروتنى زینت علم است و ادب زینت عقل، گشادگى چهره زینت حلم است و ایثار وفداکارى زینت زهد، بخشش به مقدار آنچه انسان در توان دارد زینت روح است و کثرت گریه زینت خوف از خدا، مصرف کم زینت قناعت است و ترک منت زینت کار خیر و بخشش، خشوع زینت نماز است و ترک آنچه مربوط به انسان نیست زینت ورع و پرهیزکارى».
آرى هر یک از صفات برجسته انسانى و نعمتهاى الهى باید آثارى در اعمال و رفتار انسان بگذارد. اگر این آثار نمایان باشد زینت آن محسوب مى شود و اگر نباشد زشت است. آنها که گرفتار مصیبت مى شوند اگر صبر و شکیبایى پیشه کنند آبرومندند و اگر بى تابى و جزع کنند رفتار آنها زشت خواهد بود. افراد باشخصیت و همچنین عالمان و دانشمندان اگر تواضع کنند به شخصیت وعلم خود زینت بخشیده اند و اگر کبر و غرور پیشه کنند شخصیت و علم خود را زشت نشان داده اند و همچنین تمام نعمت هاى الهى و صفات برجسته انسانى وحوادث سخت زندگى را. امام علیه السلام در گفتار حکیمانه اى که مرحوم سیّد رضى نقل کرده است به دو بخش از آن؛ یعنى زینت فقر و زینت غنا اشاره کرده وبه نظر مى رسد سیّد رضى آن را از روایت مفصلى که نقل کردیم برگزیده وبه اصطلاح، تقطیع کرده است.

 نظر دهید »

آموزه هایی از زبان مولا

29 مهر 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

حکمت 335 نهج البلاغه: شریکان اموال انسان
وَ قَالَ (علیه السلام): لِکُلِّ امْرِئٍ فِی مَالِهِ شَرِیکَانِ، الْوَارِثُ وَ الْحَوَادِث.
و درود خدا بر او، فرمود: براى هر کسى در مال او دو شریک است: وارث، و حوادث.
حکمت 338 نهج البلاغه: هماهنگى علم فطری و اکتسابی
وقال (علیه السلام): الْعِلْمُ عِلْمَانِ: مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ؛ وَلاَ یَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ، إِذَا لَمْ یَکُنِ الْمَطْبُوعُ.
اقسام علم (علمى):
و درود خدا بر او، فرمود: علم دو گونه است: علم فطرى و علم اکتسابى، علم اکتسابى اگر هماهنگ با علم فطرى نباشد سودمند نخواهد بود.
حکمت 340 نهج البلاغه: زینت فقر و زینت غنا
وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى. ارزش پاکدامنى و شکرگزارى (اخلاقى، اقتصادى):
و درود خدا بر او، فرمود: پاکدامنى زیور تهیدستى، و شکرگزارى زیور بى نیازى (ثروتمندى) است.

 نظر دهید »

آداب عزاداری

29 مهر 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

آداب عزاداری

1508559343picture47.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 92
  • 93
  • 94
  • ...
  • 95
  • ...
  • 96
  • 97
  • 98
  • ...
  • 99
  • ...
  • 100
  • 101
  • 102
  • ...
  • 106
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

آرامش خدایی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس