الهی پناهم باش دز اوج تنهایی
الهی العفو………….الهی العفو

الهی العفو………….الهی العفو

گام های ساده به سوی سلامت روان
براساس برخی آمارهای رسمی بیش از 23 درصد جمعیت ایران دستکم به یکی از مشکلات روحی از خفیف تا مزمن مبتلا هستند، مسئله ای که هر گونه کم توجهی در رفع آن نگران کننده به نظر می رسد .
رجوع به آمارهای غیررسمی در مورد اختلالات روانی که گاه تا دو برابر ارقام رسمی قد می کشند، ضرورتی ندارد. حتی اگر نخواهیم نتایج موسسه های نظرسنجی خارجی که ایرانیان را جزو عصبانی ترین مردم جهان معرفی می کنند، بپذیریم نگاهی به برخوردها و ارتباطات روزمره مان به خوبی ما را به این نتیجه می رساند.
به عبارت دیگر، روان انسان ها مجموعه ای از احساسات، افکار و رفتارهایی را شامل می شود که به شکلی مستقیم تحت تاثیر عوامل بیرونی است. بنابراین هر آنچه که خارج از این چارچوب بر کاهش یا افزایش احساسات افراد اثرگذار باشد، از عوامل ابتلا به اختلالات روحی و روانی شناخته می شود.
از عوامل اقتصادی و مشکلات معیشتی گرفته تا چالش های زیست محیطی و آلودگی هوا و ترافیک همگی جزو شرایطی هستند که بر حالت های رفتاری که میان افراد مشترک است؛ از قبیل ترس، شادی، خشم، اضطراب، استرس یا غم و اندوه اثرگذار هستند. افزایش اختلالات روانی در جامعه ایران نیز به شکلی مستقیم با مشکلاتی چون نبود امنیت اقتصادی در زندگی افراد و مشکلات معیشتی در ارتباط است.
در واکاوی ریشه های ابتلا به بیماری های روحی، به مساله مهمی به نام عدم آگاهی و شناخت مهارت های اخلاقی و ارتباطی برمی خوریم. بسیاری از مبتلایان به این گروه از بیماری ها در شناخت و مدیریت احساسات و عواطف خود مانند ترس، خشم، شادی یا اضطراب دچار مشکل هستند. این گروه از افراد از نهادهای آموزش دهنده مانند خانواده و آموزش و پرورش نیاموخته اند که چگونه در شرایط دشوار زندگی و آنجا که احساسات بر آنان و تصمیم گیری هایشان غلبه کرده و در موقعیت های دشوار روحی و روانی قرار می گیرند، چگونه رفتار کرده و خودکنترلی را در پیش گیرند.
شناخت مهارت های زندگی امکان برقراری ارتباطات سالم فردی و گروهی را به افراد داده و آنان را از افراط و تفریط در احساسات مهمی چون بازمی دارد.
بخشی از بیماران مبتلا به اختلالات روحی و روانی به دلیل اعتیاد به مواد مخدر صنعتی و مصرف قرص های روانگردان به چنین مشکلاتی گرفتار شده اند. کنترل اعتیاد یکی از اصلی ترین راه های کاهش اختلالاتی مانند افسردگی، توهم و سوء ظن در جامعه است که روانپزشکان بر آن تاکید می کنند. چنین راهکارهایی را می توان در کنار پیمایش مستمر سنجش سلامت روان و حل ریشه ای چالش های اقتصادی و اجتماعی را در کنترل اختلالات روحی و روانی در جامعه به کار بست.
دیگر راهکارهای رهایی از چنین اختلالاتی و همچنین کنترل این قبیل بیماری ها در جامعه در گرو اصلاح عادت واره های رفتاری است. عادت واره یعنی مهارت هایی که افراد در محیط های اجتماعی به کار می بندند. در این مسیر می توان زندگی ها بر اساس شادی و آرامش در کنار یادگیری مهارت های اخلاقی پایه ریزی و افراد را به سوی داشتن روان سالم تر هدایت کرد.
آموزش مهارت های ارتباطی به کودکان نیز به طور چشمگیری نسل های آینده را در فضای روانشناختی بهتر و سالم تری قرار خواهد داد و فرآیند اجتماعی شدن و پذیرش های اجتماعی را برای آنان آسان تر می سازد. آموزش هایی که امکان مدیریت موقعیت هایی چون خشم، استرس، مشکلات مالی، غم یا افسردگی به افراد داده و تاب آوری آنان نسبت به چنین موقعیت هایی را افزایش می دهد.
واضح است که تنها با اندکی آگاهی و تلاش برای آموختن مهارت های ارتباطی و اخلاقی و همچنین تغییر رویه های نادرست زندگی باعث افزایش سلامت روان در زندگی خود خواهیم شد.

رابطه قولا ثقیلا با یوما ثقیلا
بالاخره قرآن کتابی است که برای ذکر و فهم آسان شده است یا سخنان و بیانات سخت و صعب الحصول و صعب الوصول است؟ از یک طرف میفرماید:
وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ(17) القمر
و امثال آن که در مضمون و مفهوم مشابه هستند و بسیارند و مدعی آسان بودن فهم قرآن میباشند.از طرف دیگر و البته تنها در سوره المزمل (سوره 73) میفرماید :
إِنَّا سَنُلْقِى عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلاً(5).
این در حالی است که با برداشت متصل با بقیه آیات سوره المزمل و با بقیه آیات قرآن نه تنها به تناقض نمیرسیم بلکه به زیبایی و سازگاری آن در یک گستره وسیع پی میبریم. به مهجوریت و مظلومیت قرآن تاسف میخوریم.
قول ثقیل در این سوره و همان امر به شب زنده داری و تلاوت قرآن است.اعمال سختی که برای برخورد با روز سخت قیامت لازم است.روزی که سختی آن افراد جوان را پیر میکند.خود دستور واضح و روشن است عملی که میفرماید سخت است.
بعضی تصور میکنند سنگینی برای قرآن امتیاز است و مایه عظمت. بعنوان مثال در ترجمه تفسیر المیزان میخوانیم:
“… و معلوم است چنین کلامى را نمیفهمد مگر نفوس طاهر از هر پلیدى، نفوسى که از هر سببى قطع امید کرده و تنها به خداى سبحان که مسبب الاسباب است دل بسته، کلامى است الهى و کتابى است عزیز، که ظاهر و باطنى دارد، تنزیل و تاویلى دارد، تبیان براى هر چیز است، و سنگینى آن از حال و وضع رسول خدا (ص) مشهود بود، همه میدیدند که در هنگام گرفتن آن دچار برحاء- حالتى شبیه بیهوشى- میشد، و این معنا در روایات بسیار زیاد آمده و اما از حیث تحقق بخشیدن به حقایق معارفش، و ساده تر بگویم توحید و معارف اعتقادى و اخلاقیش را در خود پیاده کردن، آن قدر سنگین است که در بیان سنگینیش کافى است آیات زیررا
بخوانیم که میفرماید:” لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ
الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ” «1» الحشر آیه 21
و” وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى” «2» الرعد آیه 31
که در اولى میفرماید کوه تحمل آن را ندارد که قرآن بر او نازل شود، و اگر بر کوه نازل میشد کوه خاشع و از ترس خدا پاره پاره میشد، و در دومى از این معنا خبر داده که با این قرآن میتوان کوهها را به حرکت در آورد، و زمین را پاره پاره کرد، و با مردگان سخن گفت.”
با رعایت اتصال آیات در هر دو سوره مورد نظر ایشان معلوم میشود منظور ایمان به قرآن است که انسان از آن غافل میشود.خودش و خدایش و قرآن را فراموش میکند.اعجاز بیان قرآن باید ایمان را به نفوس القاء کند ولی متاسفانه بسیاری از آن غافل هستند و معجزه بودن آنرا درک نمی کنند و خیال میکنند که خودشان نیز میتوانند مانند آنرا بیاورند و یا تصور میکنند بیانات تکراری و افسانه های قدیمی است.در حالی که دیدن اعجاز آن ترس از خدا را بر او مستولی کرده و متلاشی میکند. بی اعتنایی و نفهمیدن باعث عکس العمل شایسته نمی شود. مومنین صدر اسلام با معجزه دیدن قرآن توانستند تمدن عظیم را بنیان نهند.بنابراین سختی در فهمیدن قرآن نیست.
در آیه دوم نیز منظور از متکلم شدن مرده با کمک قرآن نیست. شرط غیر قابل اجرایی را بیان میکند.با کلمه “لو” فرضی را بیان میکند.نزول قرآن بر کوه نیز با کلمه “لو” فرض میشود نه اینکه عملی گردد.
در سوره الرعد در مقابل در خواست کافرین برای آوردن معجزه در آیات قبل :
وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ لَا أُنزِلَ عَلَیْهِ ءَایَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَ یهَْدِى إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ(27)
فرموده است که ایشان قرآن را باور نمی کنند.حتی اگر معجزه ای هم بیاوریم باور نخواهند کرد.حتی اگر قرآنی بیاوریم که مرده ای با آن تکلم کند. نه اینکه قرآن فعلی چنین است.
اعجاز قرآن وقتی دیده میشود که کاملا تسلیم ارتباط آیات آن باشیم. نتیجه جمع آوری قرآن را موید به تایید الهی بدانیم و بر این جمع آوری شک نکنیم.اتصال آیات را در هر سوره و ارتباط آیات را در کلیت آن رعایت کنیم بلکه ارتباطات را کشف کنیم.این تبیین و تحلیل ارتباطات آیات (الذکر) است که نشان خواهد داد قرآن معجزه و کلام الهی است.اگر ارتباطات را نبینیم یا آنها را پنهان کنیم در سرگردانی و تناقض گویی گرفتار میشویم. قرآنی که شفای قلوب ماست فهم آن بر ما سخت میشود و جز ضرر و زیان حاصلی نخواهیم داشت. نه اینکه از ابتدا سخت بوده باشد و مایه ضلالت.
زنان سحرخیز کمتر افسرده می شوند
محققان می گویند زنانی که صبح ها زود از خواب بیدار می شوند، در قیاس با زنانی که دوست دارند تا دیروقت بخوابند، کمتر در معرض احتمال ابتلا به افسردگی هستند.
به گزارش جام جم آنلاین از ایرنا، محققان معتقدند قرار گرفتن در معرض نور صبحگاهی خطر ابتلا به افسردگی را احتمالا کاهش می دهد به طوری که در ارتباط با زنان، این خطر 12 تا 27 درصد کمتر است.
معمولا افراد از لحاظ الگوی خواب به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول افرادی هستند که صبح های زود از خواب بیدار می شوند و شب ها نیز زود می خوابند و دسته دوم افرادی هستند صبح ها تا دیر وقت می خوابند و شب ها نیز تا دیر وقت بیدار می مانند.
محققان دانشگاه «کلرادو بولدر» و بیمارستان «زنان و بریگام» در آمریکا در یک مطالعه مشترک بیش از 32 هزار زن با سن متوسط 55 سال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند زنانی که صبح ها تا دیر وقت می خوابند و شب ها نیز تا دیر وقت بیدار می مانند، بیشتر احتمال دارد به افسردگی که نوعی بیماری روانی است، مبتلا شوند.
محققان متذکر شدند که در عین حال، افرادی که اساسا تمایل به دیر بیدار شدن دارند، می توانند با زودتر بیدار شدن و قرار گرفتن در معرض نور صبحگاهی، خطر ابتلای خود را به بیماری افسردگی کاهش دهند.
محققان همچنین متوجه شدند افرادی که شب ها تا دیر وقت بیدار می مانند، کمتر احتمال دارد که متاهل باشند و این افراد بیشتر احتمال دارد که تنها زندگی کنند، سیگاری باشند و الگوهای خواب منقطع داشته باشند، مواردی که همگی انها نیز خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهند.

زنان سحرخیز کمتر افسرده می شوند
محققان می گویند زنانی که صبح ها زود از خواب بیدار می شوند، در قیاس با زنانی که دوست دارند تا دیروقت بخوابند، کمتر در معرض احتمال ابتلا به افسردگی هستند.
محققان معتقدند قرار گرفتن در معرض نور صبحگاهی خطر ابتلا به افسردگی را احتمالا کاهش می دهد به طوری که در ارتباط با زنان، این خطر 12 تا 27 درصد کمتر است.
معمولا افراد از لحاظ الگوی خواب به دو دسته تقسیم می شوند؛ دسته اول افرادی هستند که صبح های زود از خواب بیدار می شوند و شب ها نیز زود می خوابند و دسته دوم افرادی هستند صبح ها تا دیر وقت می خوابند و شب ها نیز تا دیر وقت بیدار می مانند.
محققان دانشگاه «کلرادو بولدر» و بیمارستان «زنان و بریگام» در آمریکا در یک مطالعه مشترک بیش از 32 هزار زن با سن متوسط 55 سال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند زنانی که صبح ها تا دیر وقت می خوابند و شب ها نیز تا دیر وقت بیدار می مانند، بیشتر احتمال دارد به افسردگی که نوعی بیماری روانی است، مبتلا شوند.
محققان متذکر شدند که در عین حال، افرادی که اساسا تمایل به دیر بیدار شدن دارند، می توانند با زودتر بیدار شدن و قرار گرفتن در معرض نور صبحگاهی، خطر ابتلای خود را به بیماری افسردگی کاهش دهند.
محققان همچنین متوجه شدند افرادی که شب ها تا دیر وقت بیدار می مانند، کمتر احتمال دارد که متاهل باشند و این افراد بیشتر احتمال دارد که تنها زندگی کنند، سیگاری باشند و الگوهای خواب منقطع داشته باشند، مواردی که همگی انها نیز خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهند.