آرامش خدایی

  • خانه 

الله لطیف بعباده یرزق من یشاء....

01 اردیبهشت 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

تأملی در مسأله تقسیم رزق و روزی
پس از این که خداوند موجودات را خلق کرد و در مسیر تکامل و هدایت قرار داد، امام على(علیه السلام) مى فرماید: «فَقَسَّمَ بَیْنَهُم مَعایِشَهُم وَوَضَعَهُم مِنَ الدُّنیا مَواضِعَهُم»؛ پس روزى و وسائل آسایششان را بین آنها تقسیم فرموده و هر کس را در دنیا (با حکمت و مصلحت) در مرتبه اى (که سزاوار او دانست از قبیل فقر و غناء و خوشى و بدى و مانند آنها) قرار داد.
رزق
معیشت هاى آنها یعنى آنچه به سببش زندگى را سپرى مى کنند، اعم از ارزاق و خیرات و منافع و نعمت ها به آنها اعطاء نمود و هریک را به مقتضاى حکمت بالغه و مصلحت کامل در موضعى که صلاحیت او را داشت نهاد یکى را در فقر یکى را در ثروت، یکى را در عسر و یکى را در یسر، یکى را در سعه و یکى را در تنگى. این کلام على(علیه السلام) در واقع روح آیه 32 سوره زخرف است که حضرت جسم، یعنى الفاظ آن را رها کرد و روح را قبض نموده است. خداوند در این آیه مى فرماید: «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُم مَعیِشَتَهُم فِى الحَیوة الدُّنیا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجات»: «ما تقسیم کردیم بین آنها معیشتها و وسائل مورد نیاز در زندگى دنیوى را و بعضى را بر بعضى دیگر از حیث مال و جاه برترى دادیم».
در ذیل این بحث نکته قابل ملاحظه است :
1. شگفتى هاى جهان ارزاق: اگر در نظام ارتزاق موجودات مختلف از منابع طبیعى دقت و اندیشه شود، نکات جالب و شگفت انگیزى از قدرت خداوندى بر ما روشن مى گردد:
الف) اولین مطلب این که مواد غذایى روى کره زمین با این که محدود است، ولى تمام نمى شود، زیرا گردش دورانى مواد غذایى در موجودات چنان تنظیم شده که اگر میلیونها سال مورد بهره بردارى قرار گیرد، تغییر محسوسى در آن دیده نمى شود آب دریا به بخار تبدیل شده و بعد به صورت باران برمى گردد، درختان، مواد غذایى را از زمین گرفته و سپس برگ ها و شاخه هاى آنها پوسیده و به کود و مواد غذایى مورد نیاز گیاهان بدل مى شود، حیوانات که از مواد غذایى استفاده کرده، پس از مدتى خاک شده و جزء مواد غذایى زمین مى گردند، انسان اکسیژن تنفس کرده و گاز کربن پس مى دهد و درختان برعکس گاز کربن گرفته و اکسیژن پس مى دهند.
این مبادلات و گردش دورانى دائماً در حال تکرار است و لذا سفره پایان ناپذیر الهى دائماً گسترده و مخلوقات از این خوان نعمت بهره گیرى مى کنند.
خداوند براى این که مردم در عالم اسباب گم نشوند و روزى را نتیجه منحصر به فرد تلاش و کوشش هاى خود به تنهایى ندانند، گاه به اشخاصى روزى مى رساند ک تلاش چندانى نکرده اند و گاه روزى را از کسانى مى گیرد که تلاش فراوان داشته اند، تا روشن سازد در پشت این دستگاه قدرت دیگرى حاکم است، (ولى نباید فراموش کرد که این در حقیقت یک استثناء است، اما اصل اساسى همان تلاش و کوشش است)
ب) دومین مطلب چگونگى تهیه روزى براى حیوانات مختلف است، بعضى گیاهان مواد غذایى و رطوبت را از زمین مى گیرند، بعضى ها از آب (گیاهان شناور) بعضى از هوا، و بعضى از طریق وابستگى به گیاهان دیگر (مانند بسیارى از پیچک ها).
گاهى مرغان هوا را نصیب ماهى دریا مى کند و گاه ماهیان دریا را نصیب مرغان هوا، گاه گیاهان را غذاى حیوانات قرار مى دهد و گاه حیوانات را غذاى گیاهان گوشتخوار و گاهى از باقیمانده و تفاله غذا یک نوع غذاى لذیذى براى نوع دیگر مى سازد.(1)
امام صادق(علیه السلام) در حدیث معروف مُفَضَّل مى فرماید: «اى مفضّل! درست بیندیش در کارهایى که در انسان قرار داده شده، از قبیل غذا خوردن، خوابیدن و آمیزش جنسى و تدبیرى که در آنها است. خداوند براى هر یک از آنها در طبیعت آدمى، محرک و انگیزه اى قرار داده تا به سوى آن تحریک شود. گرسنگى، انسان را به سوى غذایى مى فرستد که حیات بدن و قوامش در آن است. و خستگى، خوابى را مى طلبد که راحت بدن و تجدید قوا در آن است و شهوت جنسى او را به آمیزشى دعوت مى کند که دوام نسل و بقاى نوع آدمى در آن است».
خلقت
هرگاه انسان این تحرکات را نداشت و مى خواست از طریق تفکر و به خاطر نیاز بدن به سراغ این امور برود، چیزى نمى گذشت که بر اثر سستى و کوتاهى هلاک مى شد، ولى خداوند بزرگ براى هر یک از این نیازمندى هاى مهم و ضرورى محرکى در طبع آدمى قرار داده است که او را به سوى این امور مى راند.(2)
در خاتمه باید گفت تمام شگفتى هاى دستگاه آفرینش دلالت بر عقل و تدبیر گسترده اى حاکم بر سیستم خلقت مى کند که هر کدام ما را در راه خداشناسى و معرفت آن مدبر یارى مى کند.
آیا روزى مقسوم است؟
در بعضى آیات دارد که خداوند تقسیم روزى مى کند (قَسَمْنابَیْنَهُم مَعیِشَتَهم)(3): «خداوند بین مردم تقسیم معیشت مى کند و او متکفل رزق هر جنبنده اى است: (وَما مِنْ دابَّة فِى الاَرضِ اِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُها…)(4): «هیچ جنبنده اى در زمین نیست، الا این که روزى او به عهده خداوند است.»
در بعضى دیگر از آیات آمده که وسعت و تنگى روزى به خواست خدا است: (اَوَ لَمْ یَروَا اَنَّ اللّهَ یَبْسُطُ الرِّزقَ لِمَنْ یَشاءُ وَیَقْدِر)(5): «آیا ندیدند که خداوند هر که را بخواهد صاحب روزى وسیع مى کند و هر که را خواهد تنگ روزى گرداند».
در روایات اسلامى هم به این معنا اشاره شده است امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «وقدّر الارزاق فکثّرها و قَلّلها و قسّمها على الضیق والسعة»(6): «خداوند ارزاق را مقدّر ساخته و زیاد و کم نموده و برحسب تنگى و وسعت معیشت آن را تقسیم کرده است».
پی نوشت ها :
1. تفسیر فخر رازى، جلد 24.
2. بحارالانوار، توحید مفضّل، جلد 3، صفحه 79 ـ 78.
3. سروه زخرف، آیه 32.
4. - سوره هود، ایه 6.
5. روم، آیه 37 آیات مشابه این آیه هم در قرآن یافت مى شود.
6. نهج البلاغه، خطبه 91.

 نظر دهید »

راهکارهای شاد زندگی کردن

30 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

راهکارهایی برای شاد زندگی کردن
با این 6 راه شادی را بیشتر تجربه کنید
همه ما در زندگی و در کنار شادی ها و اتفاقات خوبی که برایمان می افتد روزهایی را غمگین هستیم اما نکته مهم در این میان آن است که شما خودتان باید شاد بودن را انتخاب کنید.
شادی، اتفاقات خوب، زندگی، بخشش، ریسک کردن،کارهای مثبت ، خانواده ایرانی، مهارت های زندگی ، با هیجانات کنار بیاییم
زمانیکه ما شادی را انتخاب می کنیم، انرژی های درون مان به سمت مثبتی هدایت می شود و کارهای مثبت بیشتری انجام می دهیم.راهکارهایی که در ادامه می آیند به شادتر شدن شما کمک می کنند.

1- بخشش
بهتر است در زندگی تان جایی برای انتقام یا فکر کردن به اتفاقات گذشته باقی نگذارید.اگر کسی در یک زمانی قلب شما را شکسته با فکر کردن به او به خودتان ضربه بیشتری می زنید.پس سعی کنید آدم ها را حداقل در ذهن تان ببخشید که شادی بیشتری را تجربه کنید.

2- دنبال کردن آرزوها
یکی از موضوعات مهمی که به شما برای شاد تر بودن انگیزه می دهد، دنبال کردن چیزهایی است که به آن ها علاقه دارید و یا از بچگی برای رسیدن به آن ها تلاش می کردید، اگر به موسیقی خاصی علاقه دارید آن را بیاموزید و همیشه علائقتان را مد نظر قرار دهید.

3- معمولی بودن
اگر توقعات تان را از خودتان معقولانه تر کنید، به آرامش بیشتری می رسید، کمی با خودتان مهربان باشید و همیشه در تکاپوی رسیدن به بهترین نباشید، این تلاش ها مانع از شاد شدن شما می شوند. همیشه معمولی بودن بد نیست و همه ی ما اشتباه می کنیم و سزاوار بخشش هستیم پس اگر گاهی به بن بست خوردید نا امید نشوید.

4- ریسک کردن
همه ی زندگی ما سرشار از تغییراتی است که همیشه با آن ها روبرو می شویم، پذیرش این تغییرات شما را به آرامش بیشتری می رساند، اگر همیشه در یک حالت بمانید، غمگین تر می شود پس به سراغ تجربه اتفاقات جدید باشید.

5- مشغول شدن
برای شاد بودن و دور شدن از افکار منفی و وسواسی ، بهتر است ساعت های بیشتری از برنامه ی روزانه تان را با کارهای مختلف پر کنید، ورزش کنید، بنویسید، به پیاده روی بروید و …

6- یادآوری اتفاقات و کارهای مثبت
اگر دچار ناراحتی های مداوم می شوید، به کارها و موفقیت هایی که تا کنون به دست آورده اید فکر کنید، این کار باعث می شود کاری را که در حال حاضر انجام می دهید هم به نتایج مثبت تری برسد و رضایت بیشتری از خودتان داشته باشید و شادتر باشید.

15241226193114432104228247132205822451193232109190226.jpg

 نظر دهید »

قبل از دعا پیش کش ببر............

30 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

آنچه به خامه می آید بازنوشته سخنرانی مجتهد فرزانه، آیت الله آقا مجتبی تهرانی است .موضوع این گفتاردریافتی از ادعیه مأثور و ترسیم تصویری از بایسته های بندگی است.
قبل از دعا، پیش‌کش ببر!
یک روایت داریم که مسأله را به طور کلی مطرح می‏کند. من این روایت را می‏خوانم بعد هم اشاره به جهت آن میکنم. دارد: «عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی ‌اللهُ ‌عَلَیْهِ ‌وَ آلِهِ ‌وَ سَلَّم أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ فَقَدِّمْ صَلَاةً أَوْ صَدَقَةً أَوْ خَیْراً أَوْ ذِکْراً»؛12 حضرت می‌فرماید هرگاه خواستی دعا کنی و از خدا تقاضایی داشته باشی، قبل از آن یا نماز بخوان، یا صدقه بده، یا یک کار خیری انجام بده و یا ذکری بگو.
این روایت چه می‌خواهد بگوید؟ من به یک جهت بسیار سطح پایین آن اشاره می‏کنم و آن این است که وقتی تو از خدا تقاضا می کنی و چیزی از او میخواهی، قبل از آن بیا «برای خدا» یک کاری کن که روی تقاضا کردن از او را داشته باشی. یک کاری برای خدا، ِللّه، انجام بده که رویت بشود از او درخواست کنی. به اصطلاح ران ملخی پیش‌کش ببر! مورچه هم برای حضرت سلیمان (علیه السلام) یک چیزی بُرد؛ حرف این است که بی معرفت نباش! بدتر از مورچه نباش! یک کار الهی انجام بده و بعد درخواستت را به زبان بیاور. خیلی زیبا است که اوّل بحث صلاة را پیش می‌کشد، بعد صدقه را و بعد میگوید یک کار خیر، لِلّه و فی سبیل‌الله انجام بده و بعد میگوید یک ذکری از اذکار را بگو. این یک جهت بسیار ساده و در سطح پایین بود که من عرض کردم.

1524121050024121010577203742141623410912924068135105.jpg

 نظر دهید »

دعوتنامه امام حسین علیه السلام

29 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

دعوت‌نامه امام‌حسین(ع) برای یک دانش‌آموز
با سلام. می خواستم از دل تنگیام براتون بنویسم از ماه شعبان که دنیای خاطره خوب برام هست. ولی به ذهنم رسید تا از خاطراتم کمی عبور کنم. شاید صلاح این باشد. و تصمیم گرفتم این داستان راستان را برای دل های عاشق در وبلاگم ثبت کنم تا هم من و هم شما از برکات این داستان بهرمند شویم. اگر اشکی از چشمانتان غلطیدن گرفت و گونه هایتان بارانی شد برای من هم دعا کنید.

دعوت‌نامه امام‌حسین(ع) برای یک دانش‌آموز

زینب وحیدی دختر 13 ساله دانش آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامه ای به امام حسین علیه السّلام نوشت و چه‌زود دعوت‌نامه خود را از امام حسین دریافت کرد! ماجرا چنین است:

سوال: در چه خانواده ای زندگی می کنی و چه عاملی باعث شد به یاد امام حسین بیفتی؟

زینب: پدرم کارگر ساده است، مادرم خانه‌دار، یک خانواده 6 نفره هستیم‌، به مناسبت دهه فجر سال 89 از طرف مدرسه روستا در مسابقه حفظ سوره فجر شرکت کرده و یک کارت بانکی با ارزش ده هزارتومان هدیه گرفتم. این کارت را خیلی دوست می داشتم و آن را به خوبی نگهداری می کردم. یک هفته بعد از طرف مدرسه به دانش آموزان گفتند برای بازسازی حرم مطهر امام حسین علیه السّلام از طریق ستاد بازسازی عتبات کمک جمع‌آوری می کنند. من هم همین کارتی را که گرفته بودم با نامه ای که نوشتم هدیه دادم.

سوال: در نامه چه نوشتی؟

زینب: نوشتم: “به نام خدا – نامه می‌نویسم برای امام حسین علیه السّلام – خیلی‌ها دل دارند که به کربلا بروند، بعضی می گویند باید پولدار شویم تا به کربلا برویم، ولی من می گویم باید قسمت شود و کربلا ما را بخواهد. من این نامه را که می نویسم اشک از چشمهایم جاری می شود، خدایا، می شود روزی که کربلا بیایم و کنار ضریح آن امام بزرگوار درددل کنم، من این هدیه را که در 20 بهمن 89 برای حفظ سوره فجر گرفتم به این نیت می دهم تا امام حسین علیه السّلام را همیشه به‌یاد آورم، اگر من پول زیادی داشتم، هیچ‌وقت دریغ نمی کردم ولی پدرم یک کارگر ساده است و برای درس و مخارج ما کار می کند “.

سوال: بعد چه شد؟

زینب: نامه مرا مدیر مدرسه خوانده بود، سر صف آمد و گفت: آیا شما دانش آموزان معلم و مدیر‌تان را به گریه انداخته اید؟ همه گفتند: نه. مدیر گفت: زینب با نامه اش مرا به گریه انداخت و شب تاصبح گریه کردم، بعد از آن یک کارت دیگر پارسیان خودش به من هدیه داد.

سوال: کی و چطور به کربلا آمدی؟

زینب: یک روز به من و خانواده ام اطلاع دادند آموزش و پرورش می خواهد زینب را به سفر کربلا ببرد. بعد هم گذرنامه تهیه کردند و تاریخ سفر پنجم تیر یعنی بعد از امتحانات خرداد اعلام شد و آقا امام حسین دعوت‌نامه مرا امضا کرد.

سوال از آقای رازی مدیر کاروان زینب: این کاروان چگونه عازم کربلا شد؟

پاسخ: آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعه‌کشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره 47 به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوش‌شانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.

تعدادی از معلم ها داوطلبانه 300 هزار تومان کمک هزینه سفر زینب به کربلا را تقبل کردند. تعدادی از خانم معلم ها هم آمادگی خود را برای حضور در کاروانی که زینب را به کربلا می برد اعلام کردند، شور و هیجان خاصی در جمعیت حاضر افتاده بود، به این ترتیب تصمیم گرفته شد این کاروان فرهنگی با هزینه خودشان عازم کربلا شوند و من هم که سابقه مدیریت کاروان داشتم توفیق خدمت به آنها را یافتم، جالب این‌که هنگام عبور کاروان از مرز مهران، شماره کاروان ما 1 بود و امیدوارم در پیشگاه آقا امام حسین نیز شماره 1 باشیم.

سوال از زینب: در اولین نگاه به حرم و ضریح آقا امام حسین علیه السّلام چه حالی داشتی و چه خواستی؟

زینب: برای دیدن بارگاه مطهر آقا امام حسین لحظه شماری می کردم، با دیدن ضریح مطهر بی‌اختیار اشک از چشمهایم جاری شد، احساس رضایت داشتم و برای همه آرزومندان و پدر و مادرم دعا کردم، از خدا خواستم کمک کند تا نمازم را اول وقت بخوانم.

سوال: چه توصیه ای برای دانش آموزان هم‌سن و سال خود داری؟

پاسخ: توصیه من به این دختر خانم‌ها این است که حجاب خودرا حفظ کنند و مواظب باشند خون شهدا پایمال نشود، نماز اول وقت بخوانند و به پدر و مادرشان احترام بگذارند. لازم به یادآوری است که سیمای معصوم و بااخلاص زینب، از او چهره‌ای محبوب بین اعضای کاروان ساخته است، خانم معلم‌ها تقاضا دارند زینب با آنها هم‌اتاق باشد تا بیشتر از صفای باطن او بهره ببرند.

 نظر دهید »

یار نامحرم شدن عین هلاک و پستی است

28 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

ارتباط با نامحرم باعث هلاکت است……و نامحرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هر چیزی است که انسان را از یاد خدا غافل کند .

1523956205imagethumbnail.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 84
  • ...
  • 85
  • 86
  • 87
  • ...
  • 88
  • ...
  • 89
  • 90
  • 91
  • ...
  • 106
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

آرامش خدایی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس