آرامش خدایی

  • خانه 

دعوتنامه امام حسین علیه السلام

29 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

دعوت‌نامه امام‌حسین(ع) برای یک دانش‌آموز
با سلام. می خواستم از دل تنگیام براتون بنویسم از ماه شعبان که دنیای خاطره خوب برام هست. ولی به ذهنم رسید تا از خاطراتم کمی عبور کنم. شاید صلاح این باشد. و تصمیم گرفتم این داستان راستان را برای دل های عاشق در وبلاگم ثبت کنم تا هم من و هم شما از برکات این داستان بهرمند شویم. اگر اشکی از چشمانتان غلطیدن گرفت و گونه هایتان بارانی شد برای من هم دعا کنید.

دعوت‌نامه امام‌حسین(ع) برای یک دانش‌آموز

زینب وحیدی دختر 13 ساله دانش آموز دوم راهنمایی روستای آبچور از توابع بجنورد که نامه ای به امام حسین علیه السّلام نوشت و چه‌زود دعوت‌نامه خود را از امام حسین دریافت کرد! ماجرا چنین است:

سوال: در چه خانواده ای زندگی می کنی و چه عاملی باعث شد به یاد امام حسین بیفتی؟

زینب: پدرم کارگر ساده است، مادرم خانه‌دار، یک خانواده 6 نفره هستیم‌، به مناسبت دهه فجر سال 89 از طرف مدرسه روستا در مسابقه حفظ سوره فجر شرکت کرده و یک کارت بانکی با ارزش ده هزارتومان هدیه گرفتم. این کارت را خیلی دوست می داشتم و آن را به خوبی نگهداری می کردم. یک هفته بعد از طرف مدرسه به دانش آموزان گفتند برای بازسازی حرم مطهر امام حسین علیه السّلام از طریق ستاد بازسازی عتبات کمک جمع‌آوری می کنند. من هم همین کارتی را که گرفته بودم با نامه ای که نوشتم هدیه دادم.

سوال: در نامه چه نوشتی؟

زینب: نوشتم: “به نام خدا – نامه می‌نویسم برای امام حسین علیه السّلام – خیلی‌ها دل دارند که به کربلا بروند، بعضی می گویند باید پولدار شویم تا به کربلا برویم، ولی من می گویم باید قسمت شود و کربلا ما را بخواهد. من این نامه را که می نویسم اشک از چشمهایم جاری می شود، خدایا، می شود روزی که کربلا بیایم و کنار ضریح آن امام بزرگوار درددل کنم، من این هدیه را که در 20 بهمن 89 برای حفظ سوره فجر گرفتم به این نیت می دهم تا امام حسین علیه السّلام را همیشه به‌یاد آورم، اگر من پول زیادی داشتم، هیچ‌وقت دریغ نمی کردم ولی پدرم یک کارگر ساده است و برای درس و مخارج ما کار می کند “.

سوال: بعد چه شد؟

زینب: نامه مرا مدیر مدرسه خوانده بود، سر صف آمد و گفت: آیا شما دانش آموزان معلم و مدیر‌تان را به گریه انداخته اید؟ همه گفتند: نه. مدیر گفت: زینب با نامه اش مرا به گریه انداخت و شب تاصبح گریه کردم، بعد از آن یک کارت دیگر پارسیان خودش به من هدیه داد.

سوال: کی و چطور به کربلا آمدی؟

زینب: یک روز به من و خانواده ام اطلاع دادند آموزش و پرورش می خواهد زینب را به سفر کربلا ببرد. بعد هم گذرنامه تهیه کردند و تاریخ سفر پنجم تیر یعنی بعد از امتحانات خرداد اعلام شد و آقا امام حسین دعوت‌نامه مرا امضا کرد.

سوال از آقای رازی مدیر کاروان زینب: این کاروان چگونه عازم کربلا شد؟

پاسخ: آموزش و پرورش بجنورد برای تشویق کمک به عتبات دو هدیه سفر کربلا اختصاص داد. یک هدیه برای دانش آموزان و یک هدیه برای فرهنگیان، در مراسم قرعه‌کشی که با حضور جمع کثیری از فرهنگیان برگزار شد شماره 47 به قید قرعه درآمد، همه گفتند خوش به حال صاحب این شماره، ببینیم نام کدام دانش آموز خوش‌شانسی است، تا نام دانش آموز را خواندیم، زینب وحیدی همان دختر روستایی که به امام حسین نامه نوشته است، فرهنگیان که از ماجرای کمک این دختر اطلاع داشتند اشک شوق ریختند، جلسه منقلب شد و همه گریان از این حسن انتخاب تصادفی.

تعدادی از معلم ها داوطلبانه 300 هزار تومان کمک هزینه سفر زینب به کربلا را تقبل کردند. تعدادی از خانم معلم ها هم آمادگی خود را برای حضور در کاروانی که زینب را به کربلا می برد اعلام کردند، شور و هیجان خاصی در جمعیت حاضر افتاده بود، به این ترتیب تصمیم گرفته شد این کاروان فرهنگی با هزینه خودشان عازم کربلا شوند و من هم که سابقه مدیریت کاروان داشتم توفیق خدمت به آنها را یافتم، جالب این‌که هنگام عبور کاروان از مرز مهران، شماره کاروان ما 1 بود و امیدوارم در پیشگاه آقا امام حسین نیز شماره 1 باشیم.

سوال از زینب: در اولین نگاه به حرم و ضریح آقا امام حسین علیه السّلام چه حالی داشتی و چه خواستی؟

زینب: برای دیدن بارگاه مطهر آقا امام حسین لحظه شماری می کردم، با دیدن ضریح مطهر بی‌اختیار اشک از چشمهایم جاری شد، احساس رضایت داشتم و برای همه آرزومندان و پدر و مادرم دعا کردم، از خدا خواستم کمک کند تا نمازم را اول وقت بخوانم.

سوال: چه توصیه ای برای دانش آموزان هم‌سن و سال خود داری؟

پاسخ: توصیه من به این دختر خانم‌ها این است که حجاب خودرا حفظ کنند و مواظب باشند خون شهدا پایمال نشود، نماز اول وقت بخوانند و به پدر و مادرشان احترام بگذارند. لازم به یادآوری است که سیمای معصوم و بااخلاص زینب، از او چهره‌ای محبوب بین اعضای کاروان ساخته است، خانم معلم‌ها تقاضا دارند زینب با آنها هم‌اتاق باشد تا بیشتر از صفای باطن او بهره ببرند.

 نظر دهید »

یار نامحرم شدن عین هلاک و پستی است

28 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

ارتباط با نامحرم باعث هلاکت است……و نامحرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هر چیزی است که انسان را از یاد خدا غافل کند .

1523956205imagethumbnail.jpg

 نظر دهید »

دیده را باید شست..........

27 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

دیده ها را باید شست……………….

1523866528imagethumbnail.jpg

 نظر دهید »

نکاتی در مورد تفسیر قرآن

19 فروردین 1397 توسط مژگان مسعودي مقدم

درس تفسیر آیت الله جوادی

بسم الله الرحمن الرحیم

(وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (87) فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ (88) وَزَکَرِیَّا إِذْ نَادَی رَبَّهُ رَبِّ لاَ تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ (89) فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَی وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ (90) وَالَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آیَةً لِّلْعَالَمِینَ (91)
جریان ذکر انبیا(علیهم السلام) به یونس(سلام الله علیه) رسیدیم که فرمود حادثه‌ای پیش آمد وجود مبارک یونس در حال غضب آن منطقه را ترک کرد و مبتلا شد به اینکه در دریا ماهی او را بلعید آن فروعات قصّه را قرآن اینجا ذکر نکرده در موارد دیگر هم وارد آن جزئیات نشد اما بحث در این است که کار وجود مبارک یونس این نقصی است به حریم رسالت و نبوّت یا نه, و کاری که وجود مبارک یونس کرد دعایی که کرد و جوابی را که دریافت کرد وارثان انبیا هم می‌توانند به این مقام برسند نه تنها «العلماء ورثة الأنبیاء» «المؤمنون» هم «ورثة الأنبیاء» منتها عالِمان با ایمان ارثِ بیشتری می‌برند مؤمنانِ عادی ارث کمتر همان طوری که در ارثِ مادّی برابر با پیوند شدّتاً و ضعفاً سِهام توزیع می‌شود در ارثِ معنوی هم بشرح ایضاً آن‌که با مورِّث رابطه ی نزدیک‌تری دارد پسر اوست, دختر اوست با بود آنها نوبت به طبقه ی دوم و سوم نمی‌رسد در درجه ی اول به اینها می‌رسد به برکت اینها اگر خواستند دیگران سهمی می‌برند. در جریان ارثِ الهی طبقه‌بندی نیست اما شدّت و ضعف هست همه ی مؤمنان وارثان انبیا هستند این طور نیست که یک طبقه ارث ببرد طبقه ی دیگر ارث نبرد همه ارث می‌برند منتها آنها که رابطه‌شان با مورّثانشان بیشتر است ارث بیشتری می‌برند و آنها که رابطه‌شان ضعیف‌تر است ارث کمتری می‌برند عالمان باایمان ارث بیشتری می‌برند, مؤمنان عادی ارث کمتر به دلیل اینکه در اینجا نفرمود: «و کذلک ننجی العلماء» فرمود: (نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ) آنها که وارث ذِکر و ذُکر وجود مبارک یونس‌اند آنها سهم خاصّ خودشان را دارند.
وجود مبارک یونس منزّه از نقص بود هم می‌شود از سخنان خود آن حضرت شاهد آورد هم تعبیرات نورانی قرآن کریم, خود آن حضرت اعتراف می‌کند که من به خودم ستم کردم من ناقصم عرض کرد (إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ) همان کاری که وجود مبارک حضرت آدم کرد و سایر انبیا و درباره ی ذات اقدس الهی هم عرض کرد شما از هر نقصی منزّهی (سُبْحَانَکَ), «سبحان» یعنی موجود منزّه از هر نقص یک, از هر عیب دو, عیب, عیب است نقص, نقص اینها مرادف هم نیستند قبلاً فرق بین نقص و عیب گذشت آن‌که مَعیب است سبحان نیست آن‌که ناقص است سبحان نیست اگر ذات اقدس الهی سبحانِ بالقول المطلق است کما هو الحق از هر نقصی یک, از هر عیبی دو, منزّه است پس بیان نورانی یونس این است که خدا سبحان است. درباره ی خودش اعتراف به قصور, درباره ی ذات اقدس الهی تصدیق به کمالِ محض خب چنین انسانی جا برای نقد نیست پس این دو تعبیر برای خود یونس است.
خدای سبحان دربارهی یونس و سایر انبیا تعبیر کرد (کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ) یک, (کُلٌّ مِنَ الأخْیَارِ) دو, بعد هم فرمود: (لَوْلاَ أَن تَدَارَکَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ) این محمودِ ماست, ممدوحِ ماست ما مذمّتی درباره ی او نداریم برای اینکه او از نعمت ما برخوردار است اینکه در سوره ی مبارکه ی «قلم» آیه ی 48 به بعد فرمود: (فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلاَ تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَی وَهُوَ مَکْظُومٌ) گرچه لقب, گرچه وصف این گونه از عناوین مفهوم ندارد ولی وقتی در مقام تحدّی باشد مفهوم دارد فرمود اگر او نعمت, آن نعمت که حالا عرض می‌شود چه نعمتی است اگر نعمت ما شامل حال او نشده بود او متنعّم به این نعمت نبود از دریا به ساحل می‌آمد در حالی که مذموم بود و چون در مقام تحدید است یعنی از دریا به ساحل آمده محموداً و ممدوحاً ما مدحی داریم, ما حمدی داریم پس او جا برای مذمّت نیست اما این نعمت به تعبیر لطیف سیدناالاستاد(رضوان الله علیه) این است که نعمت عندالاطلاق در قرآن کریم همان نعمتِ ولایت است گاهی خدای سبحان باران را گاهی تابش آفتاب را, رویش گیاه را اینها را نعمت می‌داند (أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً) و نعمتها را می‌شمارد درباره ی دامداریها فرمود: (وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ) درباره ی زنبور عسل و نحل و امثال ذلک نعمتهای خاصّه را ذکر می‌کند اما وقتی نعمت را بالقول المطلق ذکر می‌کند سخن از شمس و قمر نیست, سخن از آب و گیاه نیست می‌گوید (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی) این را در پیروزیها که نگفت این را در فاتحانه وارد مکّه شدن نگفت این را در جریان فتح‌الفتوح که نگفت این را در فتح مکه که نگفت معلوم می‌شود آنجا همه نعمتِ مقیّده است نعمت به تعبیر ایشان عندالاطلاق همان نعمت ولایت است.

 نظر دهید »

چه صفا دارد اگر کینه ز دل بزداییم

19 اسفند 1396 توسط مژگان مسعودي مقدم

خانه دل می تکانم تا غم از دل پاک گردد……………

1520666170imagethumbnail.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 82
  • 83
  • 84
  • ...
  • 85
  • ...
  • 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 89
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 107
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

آرامش خدایی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس